نیاز جهان اسلام به اخلاق محمدی

28 صفر، سالروز رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امام حسن مجتبی علیه السلام، مناسبت خوبی برای بازخوانی سیره اخلاقی این دو پیشوای معصوم و سنجش وضعیت جهان اسلام با عیار اخلاق اسلامی است.نیاز جهان اسلام به اخلاق محمدی

انتخاب موضوع اخلاق به این دلیل است که اولاً در جهان معاصر، انحطاط اخلاقی به ویژه بروز برخوردهای خارج از ضوابط متناسب با کرامت انسانی درجوامع اسلامی افزایش پیدا کرده و ثانیاً به قدرت رسیدن مذهبی ها در ایران و تأسیس نظام حکومتی مبتنی بر دین، ایجاب می کند گرایش به تقویت اخلاق هر روز بیشتر شود. در بخش اول، یعنی انحطاط اخلاقی در جوامع اسلامی در عصر حاضر، کافی است به روابط غیرقابل قبول دولت های حاکم بر کشورهای اسلامی توجه شود که عمدتاً یا با همدیگر در جنگ هستند یا علیه همدیگر فعالیت می کنند و یا روابطشان از گرما و مودت لازم برخوردار نیست.


در میان ملت ها هم پاشیدن بذر کینه و اختلاف، چنان شدید و رایج است که تا پیدایش گروه های تکفیری و صدور فتواهای مباح دانستن خون ریزی مسلمانان و تصاحب زنان و دختران و غارت اموال آنها پیش می رود! این وضعیت شرم آور، نه با تعالیم اسلامی منطبق است و نه با سیره پیامبر اکرم و سایر پیشوایان دینی.



در بخش دوم، یعنی به قدرت رسیدن مذهبی ها در ایران و تأسیس نظام حکومتی مبتنی بر دین، اقتضای چنین واقعه ای ترویج هرچه بیشتر اخلاق گرائی در میان دولتمردان است، زیرا قدرت برای همه چنان جاذبه ای دارد که هر کس به آن برسد از عوارض منفی آن مصون نخواهد ماند. درست به همین دلیل بود که امام خمینی در تمام مدت ۱۰ سال رهبری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از ضرورت تهذیب نفس به ویژه برای زمامداران سخن می گفتند و آنها را به ساده زیستی، تواضع در برابر مردم و توجه به اینکه مردم ولی نعمت آنها و صاحبان اصلی انقلاب هستند فرامی خواندند.



این توصیه ها و سفارش های اکید بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی به این دلیل بود که ایشان به درستی میدانستند هر کس به قدرت برسد، فقط در صورتی که از نفسی مهذب برخوردار باشد از عوارض منفی قدرت مصون خواهد بود و از ابزارهای مرتبط با جایگاهی که دارد برای خدمت به مردم استفاده خواهد کرد و در غیر اینصورت، در مانداب جاذبه های فریبنده قدرت غرق خواهد شد و دنیا و آخرت خود را بر باد خواهد داد.



اگر اهل تحقیق با جمع آوری اطلاعات کافی به ارزیابی وضعیت امروز جهان اسلام و ازجمله جمهوری اسلامی بپردازند، قطعاً به این نتیجه خواهند رسید که جوامع اسلامی از اخلاق محمدی(ص) بسیار فاصله دارند و با سیره اخلاقی امام حسن مجتبی علیه السلام که کوه حلم و مجسمه صبر و تواضع و گذشت بودند نیز بیگانه هستند. در ایران نیز کسانی که بر مسند قدرت تکیه زده اند نمی توانند ادعا کنند اخلاق پیشوایان اسلام را سرمشق رفتار خود با مردم قرار داده اند و همانگونه که پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی و سایر پیشوایان دینی با مردم رفتار می کردند عمل می کنند. آنچه به جوامع اسلامی و روابط دولت ها با همدیگر مربوط می شود بسیار روشن است و نیازی به توضیح ندارد.



امروز در اثر انحطاط اخلاق رفتاری در جوامع اسلامی، کشورهائی که مسلمانان در آنها زندگی می کنند، ازجمله پرحادثه ترین و پرتلفات ترین کشورها هستند در حالی که اقتضای اخلاق اسلامی اینست که کم حادثه ترین و آرام ترین کشورها باشند. درست است که قدرت های استعماری و استکباری برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان و ایجاد جنگ میان کشورهای اسلامی دست اندرکار هستند، ولی این واقعیت نیز قابل انکار نیست که خود دولت ها، مفتیان و مدعیان دین داری در این کشورها نیز با جهالت و مطامع دنیائی، آلت دست دشمنان شده و به اهداف بدخواهان دامن می زنند.



درخصوص ایران اسلامی نیز سوگ مندانه باید اعتراف کنیم که افراد هنگامی که به مسئولیت و قدرت می رسند، حتی نزدیک ترین افراد به خود را نیز فراموش می کنند و آنچنان مجذوب و فریفته جاذبه های قدرت می گردند که با آنچه قبل از رسیدن به قدرت بودند کاملاً متفاوت می شوند.



این واقعیت تلخ، تقریباً شامل تمام افراد، گروه ها و جناح هاست و اختصاصی به این فرد و آن گروه و جناح ندارد.



چهار یا هشت سال بر مسند قدرت بودن با فاصله گرفتن از تمام مبانی و موازین مردم داری نه تنها نمی تواند زمینه ای برای خدمت به جامعه باشد بلکه جامعه را نسبت به منطق اخلاقی اسلام بیگانه می کند. هنر دولتمردان در نظام اسلامی اینست که با مردم بجوشند، در برج عاج ننشینند و خود را تافته جدابافته ندانند.



این روش باید به یک فرهنگ تبدیل شود همانگونه که سیره پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی بود. اینکه افرادی به برکت اسلام و علاقمندی مردم به پیامبر اکرم و پیشوایان معصوم به قدرت برسند ولی خلق و خوی آنان را در رفتارشان با مردم، به ویژه اقشار فرودست، بکار نبندند، نه تنها هنر نیست بلکه بی هنری و فرصت طلائی نهادینه کردن اخلاق، که در این مقطع از تاریخ به دست آمده است، را به هدردادن است.



در مناسبت سالروز رحلت پیامبر اکرم و سبط اکبر امام حسن مجتبی مسئولان نظام جمهوری اسلامی در این کلام های الهی در قرآن کریم تأمل نمایند که خطاب به پیامبر خاتم فرمود:«و انک لعلی خلق عظیم» و فرمود:… ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک” و مطمئن باشند که برای به سعادت رساندن جامعه راهی غیر از بکاربستن اخلاق محمدی ندارند.

/ 0 نظر / 18 بازدید